<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">...</title>
	<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 25 Feb 2012 06:42:25 GMT</updated>
	<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/126/%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%b7+.../</id>
<updated>Tue, 14 Feb 2012 10:47:00 GMT</updated>
<title type="text">موضوعي به نام التقاط ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;بسم الله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;1-ديروز خيلي اتفاقي بعد از حدود يک سال و نيم باروت را ديدم همان طراح ما مي توانيم ها را . بعد از يک سال ونيم فرار از محيط بچه هاي مجازي اتفاق مبارکي بود اين ديدار کلي خوشحال شدم که يکي هست که کافه اي يا شورايي يا دفتر توسعه اي يا فلان و فلان نيست که کارشان حال کردن است دور هم و دنبال اهداف والاي اسلامي است (دمت گرم باروت عزيز)! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;2-شکر خدا امسال نمايشگاه رسانه هم نيومدم و با خيال راحت چسبيدم به فعاليت هاي حقيقي خودم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;3-الان يه عده رو توهم بر مي داره که آقا شما نبايد جنگ نرم رو ول کنيد ! آقا جنگ نرم جنگ فکره نه جنگ وب اولا و ثانيا ما که ول نکرديم ولي خسته شديم از چند موضوع اساسي در اين فضا : يکي اين که &amp;nbsp;توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند ، دو اينکه تويي که اسم خودت را مي گذاري آدم جنگ نرم و افسر جوان و فلان و ... به تنها چيزي که شباهت نداري آدم جنگي است برادر و خواهر گرامي با بزک کردن و موبلند کردن و باروني پوشيدن عينک فلان و کت فلان قيمتي و گوشي تاچ و اردوهاي مختلط و هزار تا کوفت و زهرمار ديگه نمي رن جنگ جنگ کندن از دنيا داره چه گرم و چه سرد و چه سخت و چه نرم و سوم هم اينکه اگر هم مي جنگي اسم جنگت رو جهاد نذار چون اعتقادي به اسلام ناب نداري من اسمت را مي گذارم آدم التقاطي التقاط اسلام با خودم آن جايي که به بهانه انقلاب يا شل مي گيري و يا سفت مي گيري و هدف وسيله ات را توجيه مي کند هر چقدر هم که انقلابي باشي مي شوي التقاطي الان هم مي خواهم در باره ي همين بنويسم و برخي از مصاديقش . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;4-الان فکر نکني که مي خوام خود زني کنم تو اين دوره خودي ها رو بزنم !نه اشتباه نکن ! اون منافقي که شکمش از حروم انباشته شده که ارزش نداره درباره ي زندگي لجن سرتاسر خفتش حرف بزني اون همون بهتر که با بي شرافتهايي مثل بي بي سي و موسوي و کروبي بر بخوره و دم خور شه ! در گوش وهو کالانعام بل هم اضل که ياسين نمي خونن پس حرف من با تو برادر ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;5-واما التقاط : يک روز با دو سه نفر از دوستان نتي نشسته بوديم ته مسجد محله ما يکي از دوستان برگشت شروع کرد درباره ي يکي از افراد نتي حرفي زد که با سانسور مي گويم : فلاني با اينکه خودش اعلام مي کنه که .......... است ولي چون ضد اسرائيليه خوبه ! يک روز ديگه يکي از دوستان لپ تابش رو باز کرد و عکس رفتن به اردوي مختلتشون رو با بچه هاي فرند فيد نشون داد ! چند وقت ديگه کافه منحوص حزب الله با حضور عدالتخواهوان شکل گرفت باز هم گذشت و ....... شکل گرفت به اسم بچه حزب اللهي ها در غرفه اينجاهم دختر هاي چادري آرايش کرده بودند ، سايت ختم قرآن هم که هيچي ، سکته را زدند که با اين که قبال تحسين بود اصل حرکت انواع بي ادبي هاي سخيف درش وجود داشت ، مدير فلان سايت معروف هم هر جا رسيد گندگي کرد و کار ديگران را به اسم خودش مي زد ! فلاني و فلاني و فلاني هم که خودشان را کردند استاد اخلاق وهرچه خواستند را به اسم استاد به خورد کوچکتر ها دادند به اسم دين ! آن يکي هم که دايره حاميان ولايت فقيه را کرد اندازه خودش و رفقا ! و ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;نمي دانم چه بگويم ! اينکه تو بنشيني و پشت اين و آن به اسم دين صفحه بگذاري و کارت را هم توجيه کني که براي تربيت فلاني لازم است و خودت را الگويش کني و بت بشوي ونشکني کجايش شبيه دين است ! با تو هم هستم که الان توي نت نيستي و داري در مدرسه و اداره و گروه فلان و گروه بهمان فعاليت مي کني مي داني که اگر از حقوقي که با به ظاهر توصيه هاي ديني ات که به اين&amp;nbsp;و آن کرده ايف &amp;nbsp;ادا نشده و برگردنشان مانده نگذرند آدم ها گردندت شده پل عبور ديگران ؟مگر چه قدر شده اي که خودت را جاي استاد جا زده اي؟ پاي صحبت فلان و فلان بودي ؟ به اسم آن ها نظراتت را هم زدي تنگ دين وبه خورد مردم دادي ؟ آهاي آريالاي حامي ولايت ! آهاي آقاي معلم اخلاق ، آهاي آقاي روشنفکر نتي و غير نتي ! دور خودت يک حصار کشيدي و اسمش را گذاشتي کل ؟ هيچ کس را هم آدم نمي بيني ! تمام سلايقت را هم خورانده اي به ديگران به اسم دين ! برادر عزيز باور کن تا خودت را نشکني آدم ديني نمي شوي ! مي خواهي شاگرد فلان آيت الله باش يا آدم فلان حوزه و دانشگاه ومدرسه باور کن کار خدا با توي از دماغ فيل افتاده جلو نمي رود . باور کن خيلي فرقي نمي کند التقاط اسلام با نظرات من با التقاط اسلام با مارکسيسم و سوسياليسم و ليبراليسم اين هم يک مدل از همان است . مراقب باش رفيق ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;آماده ام براي هرگونه انتقاد فحش و ... چون فضايي براي نقد نگذاشته ايم ... من به هيچ گروهي وابسته نيستم ... &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: ;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/126/%d9%85%d9%88%d8%b6%d9%88%d8%b9%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%b7+.../" title="موضوعي به نام التقاط ..." type="text/html" />
<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/125/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86+.../</id>
<updated>Tue, 20 Dec 2011 07:04:00 GMT</updated>
<title type="text">خداحافظ محمد حسين ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خداحافظ محمد حسين &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;مي داني بعد از عليرضا فکرش را هم نمي کردم باز هم بايد بمانم و ببينم ... آرام باش ! خودم مي دانم که عمر دست خداست اما آرزو که عيب نيست که ! اين عيب نيست که دوست داشته باشي غم برادرانت را نبيني ! درست است محمد حسين هم رفت ! &lt;span style=&quot;color: red;&quot;&gt;از 24 تير که عليرضا رفت تا 25 آذر که محمد حسين دقيقا مي شود 5 ماه و يک روز ! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;گلايه اي نيست ! داستان محمد حسين از&amp;nbsp;چهار شنبه ، پنج شنبه هاي بهمن 89 شروع شد ! تا پايان ارديبهشت 90 يعني اگر عيد را هم کسر کني نهايتا مي شود 10 هفته ! البته که ده هفته براي وابستگي مدت کوتاهي نيست ! بيست روز با برادران عزيز هنرستان باهنر ! حالا تنها هنرستان باهنرش موضوعيت ندارد ! موضوعيتش اين است که نامت معلم باشد ولي طرف مقابلت شاگرد نباشد ! موضوع اين است که طرف مقابلت برادرت است که نشست روبرويت ... روزي که خوشحال و با ادعا با مسئولين مدرسه حرف زدي که مي آيم و ديني بي معلمتان را جمع مي کنم اصلا فکرش را هم نمي کردي که اينقدر برادر پيدا کني که ... اصلا فکرش را مي کردي بايد روزي خبرش را بشنوي ...؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;مدت هاست که داري برادرانت را زياد مي کني ! بس نيست ؟ تو که نمي تواني تصور کني که برادرنت تنها بگذارندت چگونه زيادشان مي کني ؟ اي کاش درست بود اين که از دل برود هر آنکه از ديده برفت ! شايد نمي بينيشان اما دوست داشتن را که نمي تواني کنترل کني ! برادر برادرست ديگر ... حتي اگر نبيني اش ... داغ اش هم کمرت را مي شکند ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;برادري هم داستاني شده براي خودش ! حالا محمد حسين زير خروار خاک خوابيده و من هنوز هستم ! بعد از عليرضا که او هم خوابيد و من ماندم ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; color: #00b050; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;مي دانم که سپردن نمي خواهي ! مادر حسين(ع) سپردت به حسين(ع) ! خودت که نمي توانستي&amp;nbsp;خادم الحسين(ع) بشوي ! نا راحتت نيستم ! که اربابت کريم تر از آن است که ماندنت راحت تر از رفتنت باشد ! تو حسين(ع) داشتي ! ما را هم دعا کن ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;بچه هاي باهنر ! نه فقط باهنر ... همه ي برادر ها ارادت من را بپذيريد ! دعا مي کنم که زود تر از شما بروم . شما هم دعا کنيد . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;اين روز ها&amp;nbsp;خيلي سخت مي گذرد ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خداحافظ محمد حسين ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/125/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8+%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af+%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86+.../" title="خداحافظ محمد حسين ..." type="text/html" />
<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/124/%d8%b4%d9%83%d8%a7%d9%8a%d8%aa+.../</id>
<updated>Mon, 07 Nov 2011 16:36:00 GMT</updated>
<title type="text">شكايت ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;بسم رب الشهداء و الصديقين&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خداوندا مي داني که گلايه هايمان از اين دنيا بسيار بيش از آن است که که مردمان فکر مي کنند و ما هم مجبوريم که به ظاهر بخنديم ، خداوندا مي داني که هميشه گلايه داشته ايم و داريم و خواهيم داشت که چرا &lt;span style=&quot;color: #00b050;&quot;&gt;سال 61 هجري در کربلا&lt;/span&gt; نبوده ايم . خداوندا خود شاهدي که هر چقدر هم بزرگتر هايمان بگويند که شما که چيزي نديده ايد و اگر در زمان انقلاب بوديد چه مي کرديد، باور داريم که اگر در زمان انقلاب هم بوديم اگر معتقد تر از اکنونمان نبوديم قطعا کم عقيده تر نبوديم و مي گوييم که اگر آن ها در زمان رسول معاصر خداوند و بزرگ شيعه ي رسول الله (ص) در عصر غيبت زيستند و با دشمنان دين و رسول الله (ص) مستقيم طرف بودند ما خميني کبير را درک نکرديم و بدون کوچکترين&amp;nbsp;شک و ترديدي &amp;nbsp;ولايت علي(ع) &amp;nbsp;زمان يعني حضرت امام سيد علي خامنه اي روحي و ارواح العالمين له الفدا را قبول کرديم و آماده شديم که هر لحظه عاشقانه جان خود را در راه او بدون لحظه اي ترديد فدا کنيم ! خداوندا مي داني که لحظه لحظه آرزوي زندگيمان است که مولايمان سيد علي و نايب برحق مهدي (عج) صاحب الامر تو در عالم ما را در آغوش بگيرد و براي جان فدا کردن در راهش انتخاب کند و اعلام رضايتش از ما را اعلام کند . خداوندا خود مي داني که هيچ کداممان دلبستگي خاصي به اين دنيا نداريم جز نايب مهدي (عج) که براي او مي خوانيم &lt;span style=&quot;color: #00b050;&quot;&gt;بابي انت و امي و نفسي و مالي&amp;nbsp;و ... و اني سلم لمن سالمکم خامنه اي و حرب لمن حاربکم خامنه اي ! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خداوندا اين درد را به کجا ببريم که مي خواهند ما را از نام به ظاهر ابر قدرتهاي پوچ استکبار بترسانند و نه از حمله ي نظامي آن ها که از احتمال حمله نظامي شان . خداوندا خود بهتر مي داني که همه ي ما در سرزمين هاي دفاعي مقدسمان بارها ضجه زده ايم که &lt;span style=&quot;color: #00b050;&quot;&gt;اللهم الرزقنا توفيق الشهادت في سبيلک&lt;/span&gt; . خداوندا خود مي داني که همه مان تمناي اين را داريم که براي ما هم اين فرصت را ايجاد کني که در امتحان تقديم جان براي ولي ات شرکت کنيم . خداوندا خود مي داني که گلايه داريم به درگاهت که چرا نه در کربلا بوده ايم و نه در زمان روح الله کبير که نشان دهيم بر خلاف آن چه همه فکر مي کنند بذل جان براي &lt;span style=&quot;color: #00b050;&quot;&gt;خليفة الله في ارضين&lt;/span&gt; &amp;nbsp;آنچنان که مي گويند سخت نيست و براي ما هم چون اربابانمان &lt;span style=&quot;color: #00b050;&quot;&gt;علي اکبر (ع) و قاسم بن الحسن (ع)&lt;/span&gt; شيرين تر از عسل است . خداوندا خود شاهدي که افتخاري در تاريخ &amp;nbsp;بالاتر از شهادت در رکاب مولانا سيد علي &amp;nbsp;براي ما متصور نيست . خداوندا چه کنيم و شکوه خود را به کجا ببريم که اين جامعه ما را از حمله اطفال استکبار تاريخ يعني آمريکاي حقير و بريتانياي صغري و رژيم حقير و غاصب صهيونيستي مي ترسانند و مي هراسانند و حال آن که خود مي داني براي باز شدن بابا جهادت برويمان لحظه شماري مي کنيم . خداوندا خود مي داني که ديگر براي اين آزمون بي تاب شده ايم و لحظه اي حاضر نيستيم به هيچ قيمتي شهادت در راه ولي ات را با مرگ و يا زندگي دنيايي عوض کنيم . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;خدايا اين شکوه و فرياد را به درگاه تو مي آورم تا آن را هر چه زود تر از سينه ي ما برداري ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 9pt; color: red; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;متني بود نوشته ي يکي از دوستان و حرف دل همه ي ما &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/124/%d8%b4%d9%83%d8%a7%d9%8a%d8%aa+.../" title="شكايت ..." type="text/html" />
<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/123/%d8%a8%d9%87+%d9%83%d8%ac%d8%a7+%d9%85%d9%8a+%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%85+%d8%9f/</id>
<updated>Mon, 24 Oct 2011 17:09:00 GMT</updated>
<title type="text">به كجا مي رويم ؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;چند وقتي است که از سر اجبار کاري دوباره دست به قلم شده ام و از سر اجبار تحصيل در دانشگاه مجازي اينترنت باز ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;البته ادبياتمان همچنان مثل قبل و ناراحت مانده ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;البته نمي دانم من رواني شده ام يا جامعه بيش از حد دارد به بي خيالي طي مي کند ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 0pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;1-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp;به خدا باور نمي کنيد که دوست دارم مقاله بنويسم و محتواي قابل عرضه ، اينقدر دردم گرفته در اين چند وقت که نمي توانم داد نزنم . اينکه بايد از ده روز سفر مشهد و ديدار دوباره ي حميد قانعي بنويسم جايش محفوظ است ... و قطعا خواهم نوشت که حميد جايت خالي ... حميد به خدا در تهران اگر يک طرح ولايتي هم پيدا شد که دلش بسوزد مجبورش مي کنند سرش برود دنبال يک کار تشکيلاتي که خودش در گوشه اي از شهر راه انداخته که به دليل نبود امکانات خيلي آرام آرمان هاي تمهيد را جلو ببرد ! و نتواند آن را فراگير کند ... خيلي ها هم که اصلا يادشان رفت که روزي بودند و کار مي کردند و ... &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 0pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;2-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp;ديروز داشتم نزديک يک ساعت و چهل و پنج دقيقه تلفني با حامد رجبي حرف مي زدم يکي از آن استثنائاتي که البته طرح ولايتي نبوده ، تمهيدي هم نبوده ولي کم هم ندارد از بچه هاي آن زمان ، يکي از دونفر خيلي نزديک به من (نفر دوم هم که قطعا صائب صدر نژاده) ، کل اين مدت را داشتيم بحث و دعوا مي کرديم که بايد چگونه فعاليت تشکيلاتي دانش آموزي انقلابي را سامان داد ... يکي نبود بگويد ول کنيد شما ها مريضيد بريد دنبال زندگيتون ... کلي هم به خودمون فحش داديم چرا ؟ که خاک بر سر اين جامعه کنند که ما بايد بشويم دلسوز اين داستان !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 0pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;3-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp;چند وقتي است که يک موضوع شديد ذهنم را درگير کرده ، در فرصت پيش آمده که حاجي گمار نرسيد بياد هيئت و از آن جايي که قرار بر اين بود که هيئت محتوا محور باشد شده است به اندازه يک حديث اگر سخنران نبود خوانده شود استفاده کردم و نيم ساعتي بالاي منبر بودم (همون هيچکي نبود اين آمد) موضوع صحبت اين بود : آقا کوفيا به خدا کار خاصي نکردن فقط حرف ولي شون رو گوش نکردن ! بعد ياد حرف حاج سعيد قاسمي افتادم که برادر اين قدر نگيد چقدر شهيد داديم يه بار بگيد چقدر شهيد نداديم ! يعني اينقدر نگيد اگر جنگ بود ما هم رفته بوديم تو صلح چقدر حرف ولي تون رو داريد گوش مي کنيد که زير آتيش مدعي مي شيد فرار نمي کنيد ؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 0pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;4-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp;اين که جامعه دارد به کدام سمت مي رود خيلي مهم نيست چون حضرت آقا بالاي سر داستان است و جامعه منحرف نمي شود ! اين که خواص اين جمهوري اسلامي ايران (مسئولين را نمي گويم) از هيئت امناي مسجدي اش تا وزير و وکيلش دارد به کدام سمت مي رود قلب را به درد مي آورد ! اي کاش حاج احمدي سيد مجتبي نوابي کسي بود يک کشيده مي زد زير گوش خواص ما که هو فلاني داري چه غلطي مي کني ؟ اسم خودت را گذاشتي مسلمان و اوسار يه جماعت رو گرفتي دستت و داري به اسم اسلام به جهنم مي بريشون ؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 0pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;5-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&amp;nbsp;اخلاق را هم فراموش کرده ايم ! هر وقت از جامعه مي بريم يا بدي مي بينيم مي شويم برج زهر مار ، هم براي خودي ها هم براي غير خودي ها ، هم براي آن ها که سهوا راه را گم کرده اند هم براي آن ها که عمدا راه را گم کرده اند ! اين شد آرمانخواهي ؟ اين شد خواص بودن ؟ آرمان يعني ولي ! يعني تا آخرين لحظه تمام سعيت رو براي اينکه دوست دشمن شده برگرده انجام بده نه اين که آن کسي رو هم که شک کرده برونش ! آرمان يعني اينکه همونقدر که در دفاع از آرمان ها خشک و بي تعارفي در ترويج آرمان ها هم منعطف و مهربان و بي تعارف باش ! فقط همين مانده که وقتي من هستم به يک بهائي نجس کثيف دوروي منافق بگويند اينها خيلي مهربانند ! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 36pt 10pt 0cm; text-indent: -18pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span&gt;6-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;دعا کنيد دارم در ذهن مي پرورانم که تمهيد (يا همان کانون دانش آموختگان طرح ولايت استان تهران ) را با جماعتي از بچه ها بر پا کنيم . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 10pt;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;ارادتمند همه بچه حزب اللهي ها &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/123/%d8%a8%d9%87+%d9%83%d8%ac%d8%a7+%d9%85%d9%8a+%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%85+%d8%9f/" title="به كجا مي رويم ؟" type="text/html" />
<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/122/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%8a+.../</id>
<updated>Fri, 21 Oct 2011 21:12:00 GMT</updated>
<title type="text">انقلاب اسلامي ...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;بسم الله&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;يک پست خيلي کوتاه ولي مهم :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلاب در زمان فعلي سيد مجتبي نواب لازم دارد بلا شک .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سيد مجتبيي که در رکاب امام خامنه اي باشد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو ضيحش مفصل است و به زودي مي نويسم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فقط بدانيد اگر هم اکنون در حوزه اعتقاد به دشمن هجوم نبريم ص سال آينده اسممان در تاريخ به عنوان بي غيرتان تاريخ معاصر ثبت خواهد شد .&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mantaqehmamnooeh.ParsiBlog.com/Posts/122/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%8a+.../" title="انقلاب اسلامي ..." type="text/html" />
<author><name>پوتين هاي بسيجي...</name></author>
</entry>

</feed>
