بسم الله
پراکنده نویسی : وقتی دلت خیلی از خیلی جاها پر است ... باید بنویسی آن هم خیلی تا ببیند خیلی ها آن را خیلی ... پراکنده نویسی یعنی خیلی نوشتنی که خیلی مخاطب دارد و خیلی موضوع برای این که خیلی ها ببینند و این خیلی ها هم نوشته می شوند تا دیده شوند ...
1- چند وقتی ضلع شمالی محله یعنی مرز محله ما با محله ی کثیف ....... درغرب تهران شده بود پاتوق زنان هرزه خیابانی طوری که صدای خیلی از اهالی محل هم درآمده بود که به حمدالله توسط نیروهای بسیج بزرگراه تا حد زیادی پاک سازی شد یقینا نکته اصلی این نیست بحث بر سر این است که حجاب چه چیز خوبی است ... حد اقل کار حجاب این است که بانوی محجبه شبیه زنان هرزه بالا محله نیستند ... بحثم بی حجابی هم نیست ! بحثم بر سر این است که چه قدر باید احمق باشد کسی که شباهت به فلان بازیگر خراب هالیوودی ! چه آمریکایی و چه ایرانی یا شباهت به همان زن هرزه بالا محله را افتخار و متجدد و متمدن شدن بداند ! همیشه برایم مسئله بود که شبیه چه کسی هستم ... حداقل ویژگی کسی که شبیهش هستم باید این باشد که سرش به تنش بیارزد ! مسلما باید این برای یک بانو مهم تر باشد ...و ناراحتم برای محجبه هایی که از چادر خود خجالت می کشند ... آنقدر که روشنفکر نمایان به نماد بی عفتی خود می بالند خیلی ها به ارثیه مادرشان حضرت زهرا (س) نمی بالند ... دنیای عجیبی شده ...
2- چند وقتی است به علم غربی به ای نحو کان حساسیت پیدا کردم مخصوصا از موقعی که دکتر عزیز برای سیاتیکم آرامبخشی صادر کرد که بعد از مصرف 4 نصفه از آن فهمیدم مخدری ضعیف شده است ! پس 46 نصفه قرص باقی مانده را همراه با علمش تقدیم چاه توالت کردم ! حالا فرض کن این علم مزخرف که حاضر است پزشکی اش با جسمت این کار را کند علوم مرتبط با عقل و رحی که قبولش ندارند مرتبط است چه خواهد کرد !؟ واقعا استادی که در دانشگاه روانشاسی غرب بدون خدا را در ایران تدریس می کند و کلی هم به به و چه چه می کند اینقدر فهم و شعور ندارد که گیریم اصلا خدا نباشد تصور وجود خدا با آن توانایی مسلما بر روی فرد تاثیر می گذارد ! واقعا این استاد آنقدر شعور پیدا نکرده که روانشانسی باید بومی باشد ؟ یا مثلا در همین علم اقتصاد غربی و اساتید احمقی که همه چیز را با آن می سنجند ! یک قلم صدقه و یک قلم اردوهای جهادی را چگونه در تحلیل هایشان جا می دهند و اگر نمی توانند جا دهند لطفه سکوت پیشه کنند و خفقان گرفته و منصبی را که به ناحق اشغال کرده اند به لایقش بسپارند و انشاء الله دیدارشان به قیامت ...
3- مدارس غیر دولتی هم پدیده ی شوم دیگری است که چند وقتی است ذهنم را به خود مشغول کرده است ، پدیده ای که نه خصوصی سازی فضای مدرسه ای که خصوصی سازی تربیت را به دنبال داشته و به نوعی تربیتی را پیش کشیده است که مولفه اقتصاد و سیاست بر مولفه فرهنگ غلبه پیدا نموده است ! مدارسی که محل کشتار فرهنگ ناب اسلامی است ! مدرسه مفید و پاساژ کثیف و منحوس مفید ! زیر نظر شیخ الخوارج موسوی اردبیلی که خدمات زیادی را به سران اسرائیلی فتنه می نماید یا مدارس خانواده کثیف حجاریان یعنی سلام که دانش آموز را مالی می داند در دستان نجسش برای هزینه کردن در راه مطامع سیاسی اش یا مدرسه فرهیختگان پاسداران که مدیرش با سوء استفاده از عکس های جبهه اش تیشه به ریشه تشیع و انقلاب می زند و محلی شده است یا برای کسب مال حرام یا نفاق سیاسی و در بهترین شرایط بی تفاوتی بسیاری از آن ها که ادعای ولایت می کنند ! به هر حال رابطه های کثیف این عده فضای امنی را یا برای سوء استفاده های مالی آنان یا برای ابراز بندگی شان به اسرائیل جهانخوار ایجاد کرده است .
4- دوست داشتم روزی می رسید و تمام دفاتر توطئه سازمان ملل در کشور بسته می شد و پای نوکران یهود و صهیونیسم در ایران بسته ! دیگر وقت آن رسیده است که جهان فکر دیگری برای اداره اش بکند ! و علاوه بر آن دوست دارم زود تر راهی هم برای اخراج سفاکان آل سعود و آل نهیان و دیگر وهابیون از کشور پیدا شود و خداوند روزی را برساند تا خواسته امام والا مقاممان خیمنی کبیر را به اجرا گذاریم و پرده کعبه را که به دست سفاکان آل سعود نجس شده است را با اشک دیدگانمان غسل دهیم ...
هنوز مانده است گفتن از وضعیت ادبیات و تربیت عمومی و علمای بی بصیرت و ...
انشاء الله برای بعد ...
والسلام
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی : حجاب، علم بومی، مدارس غیر دولتی، سازمان های مللیبسم الله
خبر بازگشت ناگهانی خودمون رو به عرصه وبلاگ نویسی الان اعلام می کنیم .
دچار تغییرات ناگهانی شدیم .
اردوی جنوب هنوز کارای اداری داره .
بالاخره رسیدم به آرزوم شغل مورد نظر !
یعنی . می نویسم در اسرع وقت از درد ها و آرمان ها !
از اون چیز هایی که وقت نشد .
از کنفرانس ژنو تا خطبه های نماز جمعه
ورشکستگان سیاسی
از استاد عین صاد
از فکر هایی که تو این یک دو ماه گذشت .
فاطمیه ...
...
...
یا علی مددی .
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی : توبهنوشته شده با شروع آخرین اذان صبح شهر رمضان ...
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم رب الشهر الرمضان ...
اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی اللهم انی اسئلک ببهائک کله ...
خیلی خرابم ... گفتم بیام اینجا ... این یکی هم از دست رفت ...
یادم نمی ره سه سال پیش آقای پناهیان روز آخر ماه رمضون هر سال عین پتک تو مغزمه که می گفت : بچه ها بیاین روز آخری توبه کنیم ... ولی نه مثل همیشه ... بیایم به خدا بگیم خدایا همه نماز روزه هایی رو که خوندیم و گرفتیم تو ماه رمضون و قبلش رو ببخش ...یکیش که به درد نمی خوره ... خدا کاسه رو خالی کن هر کاری کردیم همه رو پاک کن ... بعد که کاست خالی شد بگیر بالا کاسه رو بگو خدا ببین کاسه خالیم رو ... خودت پرش کن . من که چیزی ندارم ... خدا کاسه خالی رو بر نمی گردونه ...
منم می گم خدایای گفتی بگیر گفتیم چشم ... حالا خودتم ببخش ... چی رو ؟ همه روزه هایی که با بسته بودن دست شیطون توش گناه بود ... همه روزه هایی که توش نماز قضا بود ... همه روزه هایی که جلو خودمون هم بذاریم قبولش نمی کنیم ... خدا آخرین سحر بود ... یعنی دعای سحر برای ما نیست؟ ... همه چی ازت می خوام اللهم انی اسئلک ببهائک بجمالک بجلالک بعظمتک بنورک برحمتک بکلماتک بکمالک باسمائک بعزتک بمشیتک بقدرتک بعلمک بقولک بمسائلک بشرفک بسلطانک بملکک بعلوک بمنک بایاتک کلها ... نمی دونم چرا تو این روز های آخر ... دارم می ترکم ... از اون ور امید می دی بعد از دعا سحر تو این کتاب که دستمه ابوحمزه شروع می شه ...همون اولش نوشته :
الهی لا تودبنی بعقوبتک و لا تمکر بی فی حیلتک ...
خدا این سحر آخری به امام رضا(ع) قسم به قرآن قسم به حضرت زهرا (س)قسم به چهار ده معصوم (ع) قسم . به حضرت عباس (ع) قسم به حضرت زینب (س) قسم به حضرت علی اکبر (ع) و علی اصغر (ع) قسم به حضرت قاسم (ع) و عبد الله (ع) بن حسن (ع) و به باباشون قسم به هر چی بلدم قسم با این یکی با من رفتار نکن . به خدا کشش ندارما ... چپ می کنما ... خدا طاقت خیلی چیز ها رو ندارم . بابا جنبه هر کی یقدریه ... چرا همچین می کنی . دارم عین بچه آدم می گم جنبش رو ندارم به خدا ... به خودت . بک یا الله ... بکتابک منزل . بابا بچه ام قبول . آخرین روز همه خواسته های بالا رو با هم بده . کلهای دعای سحر رو که من نگفتم که اون که گذاشتی امام گفته .
خدا به خدا نا امید نیستم از رحمتت اینقدر امید دارم که بر خلاف بقیه که می گن هر چی به صلاحمه ردیف کن بگم خدا تو این مورد هر چی می خوام رو به صلاحم کن ولی اینقدر از این ور گند بالا آوردم که که بترسم تمکر بی حیلتک بشم ...
خدا این دو رو بر اذان صبح آخر ردم نکن . نماز روزه ها رو ببخش جاش خودت بده . دعا هام رو هم بر آورده کن . هر چی که می دونی ... خصوصی ها و عمومی ها ...
یادم نرفته ... می دونم بالا ترین دعامون فرجه ... می دونم ... خدایا آدممون کن که بیاد ... اللهم عجل لولیک الفرج ...
خیلی حرف تو دلم موند ... به اندازه تمام سه نقطه ها ... خیلی از اون هایی که می خونند این رو اهل سه نقطه و نقطه چینن ... می فهمن چقدر حرف داره ... فکر کنم ده دوازده نفری اهل نقطه اند ...
خدایا اندازه تمام این سه نقطه ها با هم که هر کدومش کلیه حرف تو دلمه ... همش رو ردیف کن ... به خدا جنبه ندارم . عین بچه باهام رفتار کن ...
...
...
...
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی : خدا، ماه رمضان، توبهبسم الله
ظاهرا راهی مشهدیم ! البته اگر خدا بخواد . راستیتش تا ژام رو نذارم تو حرم که نه تا راه نیافتم به سمت قطار یعنی تا وقتی سفر شروع نشه باور نمی کنم .
با خودم داشتم فکر می کردم که به خاطر سنت های الهی و محدودیت آدم هر کسی می تونه برای اون یکی حد محدودی بذاره . یعنی چی ؟ یعنی اینکه تو اگر تمام وجودت رو هم برای کسی بذاری اون فقط می تونه به حدی که می خواد استفاده کنه و تو هم هیچ کاری نمی تونی بکنی!
ولی یه استثنایی این وسط داره !
این که همه چی آدم نیست ! یعنی همه چی مربوط به آدم نیست !
این وسط خدا تبصره زده ! که شاید تو هیچی نتونی بذاری ... ولی ...
این وسط قضیه چهارده معصومه که فرق داره!و البته خود خالق 14 نور که بالا نشسته !
تصرف می کنه ! بالا پایین می کنه ! دعا می کنی جواب می ده .
از راه هایی که باور نمی کنی . کار هایی که فکرش رو هم نمی کنی .
اگر دعوت کرد نمی شه ردش کرد .
آقا دعوت یادت نره !
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی :بسم الله الرحمن الرحیم
این متن توسط مدیر وبلاگ منهدم شد ...
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی :لیست کل نگاشت های پوتین بسیجی