از نماز خانه مدرسه تا صدا و سیما و باقی ماجرا ...
بسم الله
1-در نماز خانه مدرسه هستیم و در حال ساخت دکور برای جلسه اولیا و مربیان و این بار هم بار اولی است که در مدرسه برای جلسه اولیا و مربیان دکور زده می شود . بچه ها می گویند از روزی که به مدرسه آمده اید مدرسه تغییر کرده است سال های قبل از این کار ها خبری نبود . چند نفر از بچه هایی که رفته اند نیز می گویند مدرسه فقط منتظر بود که ما برویم ؟ این سبک کار کردن برایشان عجیب است . یا اینکه بچه هایی بدون درخواست دستمزد از مسجد بیایند و به من کمک کنند . و زیر کار ها را بگیرند ، یکجور دفاع فرهنگی برایشان نا آشناست .
2-مشغول صحبت با یکی از شاگردان می شوم ! با یکی از بهترین شاگردان . از او می پرسم من غیر عادی هستم ؟ ابتدا می گوید نه . چرا غیر عادی ؟ بعد جواب می دهد که بله یه ذره غیر عادی هستی و به شوخی می گوید : آقا هر وقت می بینمت یاد الیاس می افتم !!! البته در شوخی و جدی بودنش شک می کنم .
3- یادم می آید اولین سالی را که این برنامه پخش شد ! دوستان نزدیک ما هم به ما می گفتند الیاس !!! ما به کنار به کسانی که عمر خود را و مال خود را برای خدا گذاشته بودند هم می گفتند . هر چند که با دید باز فرهنگی خود از مزایای آن می گفتند که بله به هر حال باید مردم هم بدانند که احتمال دارد کسی با ریش هم منافق باشد ... همان حرفی را که بعد از دیدن فیلم مارمولک روشنفکرانه در باره ی این فیلم می زدند و بعد ...
4- ... و بعد مشخص شد که تنها نتیجه اجتماعی فیلم از کل آن توهین به روحانیت و چهره بسیجی ماند و لا غیر ... و دوباره شنیده ها حکایت دارد از آن که بار دیگر این فیلم در ماه رمضان امسال از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است ...
5- در محفلی خصوصی و در خانه ای قدیمی و ساده مشغول گفتگو با احمد احمد بودیم که از او سوال پرسیدم : چرا جواد منصوری و محمد منصوری بر خلاف دیگر مبارزان انقلاب حتی یک روز هم وارد گروهک مجاهدین خلق نشدند ؟ و بعد از ادغام حزب الله با مجاهدین از آن هم کنار رفتند ؟ جواب قانع کننده ای داد : آنقدر بصیرتشان و دیدشان به مبارزه بالا رفته بود که از اول این انحراف را تشخیص دادند . ( در حاشیه : در جلسه ای جواد منصوری می گفت : یکی از افتخارات بنده این است که حتی یک روز را نیز عضو مجاهدین نبوده ام )
6- در دیدار خبرگان حضرت آقا از رسالت خواص می گویند ... از اینکه دست هایی را می بینند و غضب های علیه انقلاب را و اینکه خواص باید بفهمند و درست بفهمند و این فهم درست را به مردم نیز منتقل کنند . موضع بگیرند و آخر هم می گوید این العمار ! این العمار ! این العمار ؟!
7- در دیدار اهالی دفاع مقدس با مقام معظم رهبری دامه برکاته حاج سعید قاسمی از جبهه فرهنگی می گوید و خط و میله های مرزی و مرکز فرماندهی و جزایر پراکنده ، می گفت که می بایست با حضور امام روح الله و حضرتعالی (امام سید علی ) ما هم اکنون مشغول به حمله بودیم آن هم به صورت جبهه ولی حیف که در جزایر پراکنده ای مشغول دفاع هستیم !!! آخر کار هم می خواند : خدایا اگر دستبند تجمل / نمی بست دست کمانگیر ما را ...
8- بر می گردیم به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران : چند وقتی است که از دهان این و آن نام دلنوازان را می شنوم !!! و به به و چه چه که آفرین بر صدا و سیما با فیلمسازی اش ... تصمیم می گیرم که چند قسمتی ببینم !!! در این بند علامت های تعجب زیادی را می توان پیدا کرد !!! تفاوت های عمده ای در فیلم وجود دارد ... جهان حزب اللهی میلیاردری است که پول خود را خود به دست آورده ... تازه خیر هم هست . !!! (و هر کجا که کاخی بر افراشته شده است در کنار آن حق کوخ نشینی ضایع گردیده)این آقای میلیاردر حزب اللهی بر مبنای انسانیت پسر یاغی خود را ترد می کند و پسر در عین نداری زندگی محقری را شروع می کند پند هوسی نقلی و زانتیا !!! حاج سعید قاسمی همچنان در حال زمزمه است که : کسی تا قیامت نمی کرد پیدا / از آن گوشه کهکشان تیر ما را ...!!!
9-عده ای دور هم جمع شده اند و اسم خود را گذاشته اند کافه حزب الله (بخوانید منافقین) البته تعریف کافه منافقین این گونه می شود که : واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند و باقی ماجراهای در خلوت و ... در نمایشگاه با مجتبی پیموده روحانی کودک سالی که باید بر سر بسیاری از مبانی با او بحث کرد کنتاک می کنم ... وقتی به محمد مسیح یار احمدی هم ایراد می گیرم بر سر جو مختلط پاسخ می شنوم : تو که من رو می شناسی هم قرتی ام هم دختر باز حرف از آرمان های روح الله هم می زنم ؟؟؟!!!!!!!!! افتتاحیه هم که در طبقه 16 هتل انقلاب و رستوران گردان ... یاد حاکم بصره می افتم و پیام امام علی (ع) برای نشستن بر سر سفره ی رنگین مجتبی پیموده (بخوانید روحانی نما) با لذت بسیار در وبلاگش از دسر های رنگارنگ و تا خرخره خوردن یاد می کند (برادر التماس دعا) اسامی حضار را نگاهی می اندازم !!! جنبش عدالتخواه هم نم کشیده است ! دیگر برای خواندن یا خریدن نشریه راه هم رغبتی ندارم : تعدادی از حاضرین طبقه 16 و رستوران گردان هتل انقلاب عبارتند از : محمد صادق شهبازی (دوست 16 ساله ی بنده و دبیر کل سابق جنبش عدالتخواه ) صالح مفتاح عضو شورای مرکزی جنبش رضا سرشار و فرزند گرامی ، وحید جلیلی مدیر مسئول نشریه راه !!! مسعود دهنمکی و محمد ولوی و ... و شنیده ها حکایت از آن دارد که اینان خود را خط مقدم جبهه فرهنگی می دانند (اعضای کافه حزب الله را) قبلا به سید سجاد گفته بودم که این حرکت انحراف دارد ولی باور نکرده بود و حاج سعید قاسمی ادامه می دهد : ولی خسته بودیم و یاران همدل / به نانی گرفتند شمشیر ما را !!!
10- آقا همچنان دنبال عمار می گردد و میفرماید : این العمار !!!
نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...
-------------------------------- کلمات کلیدی : امام خامنه ای، صدا و سیما، اسلام امریکایی، مدرسه، کافه منافقین، حاج سعید قاسمیلیست کل نگاشت های پوتین بسیجی